درسایت عضو شوید تا از تازه ها و آدرس جدید سایت در صورت فیلتر شدن به وسیله ایمیل آگاه شوید.

توجه !
تالار گفتگو

— حضرت عبدالبهاء

 می فرمایند:

... هر چه جز ذکر اوست مردود است و هر چه جز نعت اوست مذموم . امروز جهان آفرينش را اين آهنگ ملأ اعلی باهتزاز آرد. فسبحان ربّی الأبهی . اين را بدانيد که بجز اين نغمه الهی نغمه در وجود تأثير ننمايد و جز اين گلبانگ حقيقی در گلستان رحمانی نشئه و سرور نيارد . اين مطرب از کجاست که بر گفت نام دوست

منتخباتى از مكاتيب حضرت عبدالبهاء جلد ۱ ص 90 و91

مبانی اعتقادی
 

تالار گفتگو 13 (بیانی از حضرت بهاءالله)

حضرت بهاء الله می فرمایند:

خواست يزدان از پديداری فرستادگان دو چيز بود : نخستين رهانيدن مردمان از تيرگی نادانی و رهنمائی به روشنائی دانائی . دوم آسايش ايشان و شناختن و دانستن راه های آن . پيمبران چون پزشکانند که به پرورش گيتی و کسان آن پرداخته‌اند تا به درمان يگانگی بيماری بيگانگی را چاره نمايند.
در کردار و رفتار پزشک جای گفتار نه ، زيرا که او بر چگونگی کالبد و بيماري های آن آگاه است و هرگز مرغ بينش مردمان زمين به فراز آسمان دانش او نرسد. پس اگر رفتار امروز پزشک را با گذشته يکسان نبينند جای گفتار نه ، چه که هر روز بيمار را روش جداگانه سزاوار و هم چنين پيمبران يزدان هرگاه که جهان را به خورشيد تابان دانش درخشان نمودند ، به هر چه سزاوار آن روز بود مردم را به سوی خداوند يکتا خواندند و آنها را از تيرگی نادانی به روشنائی دانائی راه نمودند...

                                                                  حضرت بهاءالله : آيات الهى جلد1 ص 54

1-چه وجوه تشابهی بین فرستادگان الهی و پزشکان می بینید ؟
2-چگونه در جهت خواست یزدان از پدیداری فرستادگان خویش حرکت کنیم ؟
3-وضعیت و بیماری امروزدنیا چیست ؟ آیا جز پزشک الهی کسی قادر به درمان بیماری بیگانگی است؟

تالار گفتگو 8 ( بیانی از حضرت عبدالبهاء)

اول اساس بهاء اللّه تحرَی حقيقت است . يعنی بايد نفوس از تقاليدی که از آباء و اجداد موروث مانده منزَه و مقدَس گردند، زيرا موسويان تقاليدی دارند زردشتيان تقاليدی دارند مسيحيان تقاليدی دارند بودائي ها تقاليدی دارند .هر ملتی تقاليدی دارد گمان مي کند که تقاليد خودش حق است و تقاليد ديگران باطل ... در تحری حقيقت انسان بايد ترک تقاليد بکند. جميع ملل ترک تقاليد کنند. آن وقت تحرَی حقيقت نمايند. در اين صورت لابد حقيقت ظاهر مي شود ... شخص کامل عاقل که طالب علم است علم مطلوب اوست هر کس بيان کند. نور محبوب اوست در هر زجاج بدرخشد. گل محبوب اوست در هر زمين که برويد . نيّر اعظم فيض بخش الهی است از هر مطلعی طالع شود. نبايد تعصَب داشت بلکه بايد عاشق آفتاب بود خواه از مطلع موسوی طالع شود، خواه از مطلع محمدی، خواه از مطلع عيسوی، آفتاب آفتابست. پس حقيقت، مقصود انسان است از هرکس بشنود . جميع ملل عالم بايد آنچه شنيده اند بگذارند نه به هيچ ملتی متمسَک باشند و نه از هيچ ملتی متنفَر. شايد آن ملتی را که متنفر است آن حق باشد و آن ملتی که به آن متمسک باطل باشد. وقتی که آنها را ترک کرد نه ملتی را متمسَک، نه ملتی را متنفَر، آن وقت تحرَی حقيقت مي کند و عاقبت ملاحظه مي نمايد که حقيقت اديان الهی يکی است اختلاف در تقاليد است. تحرَی حقيقت سبب مي شود که جميع بشر متفق مي شوند...

حضرت عبدالبهاء : خطابات حضرت عبدالبهاء جلد1 صص 139 تا 142

تالار گفتگو(6) (بیانی از حضرت عبدالبهاء)

حضرت عبدالبهاء مي فرمايند قوله الاحلی :
تا مساوات تامّه بين ذکور و اناث در حقوق حاصل نشود عالم انسانی ترقّيات خارق العاده ننمايد. زنان يک رکن مهمّ از دو رکن عظيمند و اوّل مربّی و معلّم انسانی.... بايد نساء را تربيت کامل نمود تا به درجه رجال رسند، زنان هم همان تعليمات و امتيازات را بدست آرند تا هم چنانکه در حيات مشترک با رجالند در کمالات عالم انسانی نيز مشترک شوند و البتّه اشتراک در کمال از نتائج تساوی در حقوق است. عالم انسانی را دو بال است يک بال ذکور و يک بال اناث . بايد هر دو بال قوی باشد تا عالم انسانی پرواز کند. امّا تا يک بال قوی و يک بال ضعيف مرغ پرواز نکند ،حرکتش بطیء است. خداوند هر دو را بشر خلق کرده و در جميع قوا مشترک فرموده هيچ امتيازی نداده. چيزی که خداوند نداده، چگونه ما بدهيم؟ ما بايد تابع سياست الهی باشيم.

                                              مجموعه آثار مباركه : پيام ملكوت ص235 و236

تالار گفتگو (5) (بیانی از حضرت عبدالبهاء )


حضرت عبدالبهاء می فرما یند:
...وا ضح و مشهود است که انسان محتاج به مربّی است.اين مربّی بی شک و شبهه بايد در جميع مرا تب کامل و ممتاز از جميع بشر باشد ، چه که اگر مثل سائر بشر باشد مربّی نمي شود .علی الخصوص که بايد هم مربّی جسمانی باشد و هم مربّی انسانی و هم مربّی روحانی ... و اين معلوم است که قوّه بشريّه از عهده چنين امر عظيم بر نيايد و به نتايج فکريّه تکفّل چنين مواهب نتوان نمود . شخص واحد چگونه تأسيس اين بنيان رفيع بی ناصر و معين تواند؟ پس بايد قوّهء معنويّه ربّانيّه تأييد کند تا بتواند از عهده اين کار برآيد . يک ذات مقدّس عالم انسا ني را زنده کند و هيأت کره ارض را تغيير دهد و عقول را ترقّی بخشد و نفوس را زنده نمايد و تأسيس حيات جديد کند و اساس بد يع وضع نمايد، نظم عالم دهد و ملل و امم را در ظلّ رايت واحده آرد . خلق را از عالم نقا يص و رذائل نجات دهد و به کمالات فطريّه و اکتسابيّه تشويق و تحريض نمايد . البتّه اين قوّه بايد قوّه الهيّه باشد تا از عهده اين کار برآيد . بايد به انصاف ملاحظه کرد . اينجا مقام انصاف است . امري را که جميع دول و ملل عالم با جميع قوی و جنود ترويج نتوانند و اجرا نکنند يک نفس مقدّس بی ناصر و معين اجرا نمايد . آيا اين به قوّت بشريّه ممکن است ؟ لا و اللّه
...
مفاوضات ، صص7و8
1) یک مربی باید دارای چه خصو صیاتی باشد ؟
2) مربی الهی چه توانائی ها ئی دارد ؟ این مربیان الهی چه نفوسی هستند ؟
3) آیا تغییر عالم وزنده کردن نفوس و تأسیس حیا ت جدید ووضع اساس بدیع و... جز به قوه الهی ممکن است ؟ چرا ؟
4) انصاف چه نقشی در تشخیص این قوه الهی دارد ؟

محتوای تغذیه